ღღღدختري ازسحرگاه غمღღღ انتظار داشتن از بعضیا،حکایت شرط بستن رو خره تو مسابقه اسب دوانی..
| ||
|
شب بود نگاهت را از مهتاب گرفتم!!! بی انکه حرفی بزنی ...! من تمام حس بودن را در تمامی وجودم حس کردم! آن شب باران تمام وجود مرا پر از با تو بودن کرد! باران می بارید و ما در زیر باران قدم می زدیم بی انکه حرفی بزنیم...! فصل پائیز بود ولی آن شب ما هر دو بهاری بودیم...! بودن با تو باور من بود کاش باور همیشگی بودی و.......
نظرات شما عزیزان:
agar in roozha delat gereft sookoot kon!!!in roozha hichkas maeni deltangi ra nemifahmad-salam veb zibaee dari
و من هنوز عاشقم ، آنقدر که می توانم هر شب بدون آنکه خوابم بگیرد ، از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم و دست آخر همه را فراموش کنم !
منتظرتم. ![]()
سلام عزیزم...
آپ قشنگی بود. خوشحال میشم به منم سر بزنی.آپم.
سلام دوست عزیزم واقعا وب قشنگی داری،راستی لینکت کردم به امید دیدار.
موضوعات مرتبط: ღمتن عاشقانهღ [ یک شنبه 17 مهر 1390
] [ 17:23 ] [ ღღღغريبهღღღ ] |
|
[ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |